چند وقت پیش توی یکی از کلاس ها خانمی به یه موردی در خصوص شادی و رضایت درونی اشاره می کرد که بسیار جالب بود و البته در خور تعمق و تفکر. ایشان با اشاره به مکاتب شرقی در خصوص آرامش بیان می داشتند که خیلی وقتها ما فکر می کنیم که شادی در به دست آوردن است. به دست آوردن پول بیشتر موفقیت های پی در پی خونه بزرگتر ماشین بهتر دریافت محبت بیشتر از دوستان پیدا کردن دوستان جدید و........
در حالی که شادی خیلی وقت ها در دادن است. بذل توجه به دیگران و فراموشی خود. این که من پیش از این که فقط به فکر خودم و نیاز های خودم باشم به دنبال این باشم که بدانم نیاز های اطرافیانم چی هست و سعی کنم دیگران را شاد بکنم. این زمینه ساز شادی ماست. شادی واقعی. به صرافت افتادن در برآورده کردن آرزوهای دیگران ما را عمیقا شاد خواهد کرد و رضایت پایدار را در ما به همراه دارد. این گونه است که ما را از یک دید بازاری نجات خواهد داد . بهترین نمونه آن داستان زندگی بخشیدن مادری است که با تمام عشقی که در وجود خود دارد فرزندان خود را بزرگ می کند. و برای شادی و موفقیت آنها زندگی خود را به پای آنان می ریزد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:19  توسط حمید رحیمی
|
مطلب قبلی که نوشته شده بود دقیقا همان تفکر غلط شماره یک بود. خواستم با این مثال نشان بدهم اگرچه این فرد در زندگی موفقیت هایی داشته است ولیکن تفکر شرطی شده قبلی که مانع شادی ما است آن را خراب می کند. شادی= موفقیت های پی در پی . در واقع این همان تفکر مخربی است که الیس از آن به عنوان زیر بنای افسردگی نام می برد. وقتی شاد خواهم بود که................
وقتی خوب خواهم بود که مادر وظیفه شناسی باشم............
وقتی خوب خواهم بود که خواسته های همسر و بچه هایم را برآورده کنم و ..............
در حالی که خوبی انسان هیچ قید و شرطی ندارد. در واقع این یک حقه ذهنی هم هست. یا به تعبیر دیگر دام ذهنی است. این بینش اگر جایگزین تفکر غلط قبلی شود شادی هم که البته درونی است و موفقیت تاثیر کمی در آن دارد رخ خواهد. این ضرب المثل که هر جا که بروی آسمان همین رنگ است اشاره به دنیای ذهنی ما است که در شادی و افسردگی ما تاثیر دارد. ذهنت را عوض کن زندگی ات عوض می شود. اما البته کار ساده ای نیست. به تلاش و برنامه نیاز دارد و داشتن یک نگرش علمی.
افزون بر این ما باید تلاش کنیم شرایط شادی را هم فراهم کنیم. اگه دقت کرده باشید من لیک های طنز زیادی توی وبلاگ قرار داده ام. این خودش یک گام است برای شادی . یعنی مطالب و نشخوار ذهنیمان را خودمان تعیین کنیم. و چه مطلبی بهتر از طنز. یک گام دیگر تند راه رفتن است. تند راه برویم!!!
شادی از رضایت درونی نشات می گیرد. تا بعد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 0:53  توسط حمید رحیمی
|
شده ام کوزه گری که از کوزه شکسته آب می خورد. روزگارم پر تلاطم است. همچون زورقی بین امید و ناامیدی تلاش و تنبلی در نوسان هستم. آینده ای که برای خودم می دیدم فرسنگها از من دور شده است. به دونالد استاد دانشگاه آمریکایی تقاضای همکاری دادم. گفتم دوست دارم بیایم پیش شما به عنوان دستیار باشما کار کنم ولی انگار دارد هنوز فکر می کند. استاد خودم در استرالیا دارد زمینه یه پژوهش بین فرهنگی را طراحی می کند تا شاید من هم در این وادی بتوانم قدمی بردارم .گیل در اسکاتلند دارد سبک و سنگین می کند!! خوب این هم کار ما شده. خیلی خسته هستم. از خودم . از این که نمی توانم مثل بقیه آدمها زندگی کنم. احساس می کنم توی قفس هستم. زندگی ام در اختیار خودم نیست من توی یه اتاق کوچکی به نام ایران به دنیا آمدم یه مشت مزخرفاتی را به نام اعتقادات کچ دار و مریض نشخوار کردم و قراره چند صباحی دیگر نفس نکشم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 3:27  توسط حمید رحیمی
|
این عید زیبا را به همه صلح طلبان هستی تبریک می گویم. اگه قراره همه انسانها در کنار هم زندگی کنند بهتره که به انسانهای موثر در تاریخ احترام بگذارند و فرهنگ زیبای به جا مانده از ایشان را بزرگ بدارند تا شاید از این کینه و دشمن پراکنی قدرتمندان و دیوار کشیدن بین انسانها خلاصی یابند. سیاست مداران با این خط کشی بین آدم ها تحت عنوان مذاهب و ادیان مختلف سعی در حصر انسانها در دایره تفکر خود دارند. هر گاه جنگی رخ داده و تخم نفرت پراکنده شده در نتیجه همین تبلیغات کاذب در تفاوت ساختگی بین انسانها است .این کار دستپخت نظامیان و سیاستمداران و تولید کنندگان اصلحه در جهان است.
باز هم عید شما مبارک
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 23:37  توسط حمید رحیمی
|