رازهای شادمانی
دیوید میرز
خلاصه مقاله
در این مقاله اصول اساسی در باره فرد شاد ، چرایی و چگونگی به دست آوردن شادی را مورد بحث قرار می دهیم. رفتار و عملکردی شاد داشتن شبیه خود شادی است.افراد شاد خودشان را دوست دارند. اعتماد بنفس مهم است. افراد شاد امیدوار و برونگرا هستند. افراد شاد معتقدند که سرنوشت خود را به دست گرفته اند
پول را فراموش کن!! نگران جوانی نباش با شادی عمل کردن مساوی شاد بودن است. تحقیقات موسسه ملی درباره سالخوردگان نشان داده است سلامتی بسیار متاثر از ویژگیهای فردی است. در یک پژوهش ده ساله آنها دریافتند صرف نظر از شرایط زناشویی ، شغل و مکان زندگی افرادی که در سال 1973 شاد بودند ده سال پس از آن هم شاد بودند. گزارش های خوبی در این یافته ها است.
این که چه چیزی باعث شادی می شود؟ افراد شاد چه کسانی هستند ؟ چه کسی با وجود این همه افت و خیز زندگی هنوز هم شاد است همگی پرسشهایی هستند که برای جوابگویی به این پرسشها می توان به چهار عامل اشاره کرد.
الف- اعتماد بنفس:
افراد شاد خودشان را دوست دارند.در دهه هشتاد میلادی هیچ موضوعی بیشتر از مفهوم « خود» در روانشناسی مورد تحقیق قرار نگرفت. گزارش های مطالعات دانشگاه میشیگان نشان داد سهم اعتماد بنفس بالا بهترین پیش بینی کننده سلامتی، رضایت عمومی از زندگی، ارتباطات و زندگی زناشویی بود وبین میزان درآمد ، سلامتی و رضایت از زندگی ارتباط قوی وجود نداشت. افرادی که خودشان را دوست دارند وخود را می پذیرند به طور کلی احساس خوبی نسبت به زندگی دارند.
کتاب های خودآموز ما را تشویق می کنند خودمان را بپذیریم و بر نکات مثبت تاکید کنیم و افسوس خوردن را موقف نماییم. خودمان را دوست داشته باشیم. در یک نظر سنجی توسط موسسه نظر سنجی گالوپ که در آمریکا انجام شد 85 درصد مردم آمریکا اظهار داشتند داشتن نگرش مثبت و احترام به خود خیلی مهم است و تنها 15 درصد گفتند که احترام به خود مهم نیست. در واقع بیشتر ما انسان ها برای خود اعتبار و ارزش خوبی قائل هستیم. در پژوهش های مربوط به اعتماد بنفس، حتی افراد با نمرات پایین هنگام نمره گذاری به خود نمره متوسط می دهند( این افراد به جملاتی از قبیل « افکار خوبی دارم » با مقیاس « تقریبا» یا بعضی وقت ها پاسخ می دهد).
افزون بر این یکی از مهمترین متغیر های ثابت در نتیجه گیری های روانشناسی اجتماعی« تمایلات خدمت به خود» است.افراد مسئولیت رفتارهای خوب در برابر رفتارهای ناخوشایند و موفقیت نسبت به شکست را بهتر می پذیرند. ما در هنگام بروز مشکلات و نه در موفقیت ها پرسشی که از خود می پرسیم این است که برای این که لیاقت این شرایط را داشته باشم چکاری انجام داده ام. یکی از جنبه های مهم آرزوی فردی و اجتماعی انسان ها این است که خودشان را بهتر از حد متوسط توصیف می کنند. افراد کارهای گذشته خود را برای ارتقا خود یادآوری می کنند و در بیان اعمال گذشته توصیف اغراق آمیزو متملقانه ای از خود دارند و ارزیابی مثبت تری از حمایت دیگران از عقایدمان دارند و دیگران را در نقاط ضعف خود شریک می دانند.
برای بیشتر ما انسان ها این « توهمات مثبت» ما را در برابر اضطراب و افسردگی حمایت می کنند.همه ما بعضی وقتها احساس بی ارزشی و پستی می کنیم بخصوص وقتی که خودمان را با افرادی که از نظرمالی یا ظاهر دو پله از ما برتر هستند. این احساس ها لحظاتی بیشتر به سراغ ما می آیند که خیلی ناراحت هستیم. بنابراین با افکار خیلاتی و و تصورات خیالی ارتقاء خود عملکرد بهتری داریم. اما این گونه اعتماد بنفس شکننده است . در مقابل ما اعتماد بنفس سازنده هم داریم که واقع گرایانه است زیرا اساس آن بردستاوردهای درست و حقیقی و برپایه احساس پذیرش خود و پذیرش آنچه هست بنا شده. این نوع اعتماد بنفس مثبت و قوی و تسهیل کننده شادی می باشد.
ب - خوشبینی
افراد شاد سرشار از امید هستند. افرادی که این جملات را باور داشته باشند که با ایمان و اعتقاد شما تقریبا هر کاری را می توانید انجام دهید و با پذیرش شرایط جدید فرد به موفقیت دست می یابد و اندیشه گفتار بهتری دارند. و افرادی که نیمه پرلیوان را در زندگی می بینند نسبت به افرادی که نیمه خالی لیوان را می بینند افراد شاد تزی هستند. افراد خوشبین سالم تر از بقیه افراد هستند. پژوهش های مختلف درباره شیوه توصیف اتفاقات ناخوشایند نشان می دهد افرادی که اعتماد بنفس پایین و بد بین هستند از این جمله ها استفاده می کنند:
« تقصیر من بود، همه چیز را از دست دادم ، همه چیز دارد خراب می شود» این گفتار باعث آسیب پذیری بیشتر بدن ما در برابر بیماری می شود. در یک پژوهش که به بررسی فارغ التحصیلان دانشگاه هاروارد می پردازد نشان می دهد آنهایی که نسبت به مصاحبه های 1946 بدبین بودند وقتی در سال 1980 مورد مطالعه قرار گرفتند از سلامتی کمتری برخوردار بودند. دانش آموزان ویرجینیا که به حوادث ناگوار بدبینانه واکنش نشان می دادند یک سال پس از آن بیشتر از بقیه دچار سرماخوردگی ، گلودرد، و تب می شدند. به طور کلی افراد خوش بین در برابر بیماری ها و ویروس ها آسیب کمتری می بینند و در برابر جراحی ها و سرطان سریع تر بهبود می یابند. افراد خوش بین از موفقیت ها لذت بیشتری می برند به جای این که گرفتاری ها را نشانه ای از عدم شایستگی خود بدانند آنها این گرفتاریها را به عنوان یک اتفاق یا به عنوان موقعیتی که نیاز هست که نگرش های خود را ارزیابی کنند تحلیل می کنند. فردی که با زندگی با رویکرد مثبت مواجه می شود لذت بیشتری می برد و جسارت بیشتری نسبت به فردی دارد که از روی عادت فقط نه بگوید .
یک تفاوت اساسی بین خوش بینی و عدم واقع گرایی توهم گونه وجود دارد. افراد خوشبین غیر واقع گرا در پیش بینی کردن امور با شکست مواجه می شوند و هنگامی که انتظار آنان برآورده نشود دچار افسردگی و می شوند. اگر ما به تاثیر گفتگوی مثبت درونی اعتقاد داریم پس مشکل چیست؟ چرا پیشرفتی نداریم ؟چرا زندگی مطابق میل ما پیش نمی رود؟ در این لحظات چه نتیجه گیری می کنیم؟ در این لحظات ما فقط خودمان را مقصر می دانیم. وقتی رویا های ما فرو می ریزند رویا پردازان بزرگتر بیشتر احساس شکست می کنند. بیشتر سرخورده می شوند. خوش بینی خیالبافانه باعث نا امیدی می شود. خوش بینی بی حد و حصر موجب می شود از واقعیت ها دید درستی نداشته باشیم.
بهترین دستورالعمل برای سلامتی داشتن تفکر مثبت و تفکر واقع گرایانه است. خوش بینی باعث امیدواری می شود و داشتن خرده ای بدبینی باعث پیشگیری از توهم نسبت به خود و آنچه که انسان می تواند تحت کنترل داشته باشد و آنچه که خارج از کنترل فرد است شود.
ج- برونگرایی
پژوهش های مختلف نشان می دهد افراد برونگرا و اجتماعی شادتراز دیگران هستند و رضایت بیشتری از زندگی دارند.در توضیح این نظریه به نظرمی رسد عامل خلق وخو نقش تعیین کننده ای دارد. گزارش پژوهش های پاول کاست و رابرت مک کرا در موسسه ملی « age» نشان می دهد افراد برونگرا خوشرو تر و روحیه عالی تری دارند. افرادی که اطمینان خوبی نسبت به خود دارند هنگام ورود به مکان هایی که غریبه زیادی وجود دارد خودشان را به گرمی معرفی می کنند و ممکن است خودشان را راحت بپذیرند. افراد برونگرا با دوست داشتن خود می دانند افراد دیگر هم آنها را دوست دارند. چنین نگرشی باعث دوست داشتن خود و ایجاد علاقمندی به داشتنی لحظات مثبت با برونگرایی می شود. وقتی پژوهشگران دانشگاه ایلینویز
( اد دینر و مگنوس ) دانشجویان را مورد مطالعه قرار دادند چهار بعد دوباره همان افراد مورد بررسی قرار گرفتند آنها دریافتند افراد برونگرا ازدواج کرده بودند ، شغل های خوبی ، و دوستان صمیمی زیادی داشتند در حالی که افراد درونگرا از این مزیت ها و امتیازات برخوردار نبودند. به طور کلی افراد برونگرا با مردم تعامل بیشتری دارند. با دوستان زیادی در ارتباط هستند ، در فعالیت های اجتماعی مشارکت بیشتری دارند و به همین علت محبت بیشتری دریافت می کنند و از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردار هستند.
د- کنترل شخصی
افراد شاد معتقدند سرنوشت را خودشان تعیین می کنند. چکیده پژوهش های گسترده ای که توسط کمپل انجام انجام شده نشان دهنده آن است که احساس کنترل زندگی یک پیش بینی کننده قوی درباره احساس مثبت و سلامتی است و نسبت به دیگر شرایط و موقعیت های زندگی که در شادی موثر هستند از اهمیت بیشتری بخوردار است. یافته های او نشان داد 15 درصد آمریکایی هایی که احساس می کنند زندگی شان تحت کنترل آنان است شادی شگفت آوری دارند و میزان رضایت آنان از زندگی بالاتر از افرادی است که احساس درماندگی می کنند و تصمیمات خود را بی اثر می دانند.
احساس کنترل شخصی خود را مورد بررسی قرار دهید . آیا شما با فکر می کنید که براتفاقات زندگی کنترلی ندارید یا این که خود را در اتفاقات زندگی تان موثر می دانید؟ آیا فکر می کنید یک فرد معمولی می تواند در تصمیمات دولت تاثیر بگذارد یا این که فکر می کنید جهان توسط چند شخص خاص اداره می شود؟جواب شما به این پرسش ها نشان دهنده منبع کنترل شما است. افرادی که منبع کنترل آنان درونی است در فعالیت های تحصیلی موفق ترند.سازگاری بهتری با استرس دارند و به طور کلی شادتر از دیگران هستند.
احساس کنترل باعث افزایش و بهبود سلامتی و رشد اخلاقی در مردم می شود.در پژوهشی که توسط جودیت رودین و روانشناسی بنام یل انجام شد این امر را تایید می کند. آنان از پرستارانی که از بیماران خانگی مراقبت می کردند خواستند گزینه هایی در مورد زندگی بیماران را به خودشان واگذار کنند به طوری که خودشان تعیین کننده خط مشی های محیط اطراف باشند نتیجه تحقیق نشان داد 93 درصد از بیماران فعالتر، هوشیارتر، و شادتر شدند. در تحقیق دیگری در مورد زندانیان نشان داد پس از ترغیب تعدادی از آنان به جابجایی صندلی ها و کنترل نور و تلوزیون و توانمند کردن کارگران به مشارکت در تصمیم گیری مشاهده شد آنان نسبت به گروه های دیگر شادتر بودند.
شادی همچنین در افرادی که حس کنترل امور با مدیریت موثر زمان را دارند بیشتر است. زمان خالی بخصوص برای مردمی که در محیط بیرون کار می کنند و توانایی برنامه ریزی و پرکردن وقت را برای خود ندارند باعث عدم رضایت می شود. خواب زیاد، در خانه ماندن، و تماشای تلوزیون باعث احساس پوچی می شود. میشل آرجل روانشناس دانشگاه آکسفورد می گوید افراد شاد وقتشان پر است . آنها وقت شناس و کارآمد هستند. برعکس وقت افرادی که شاد نیستند خالی باز و نامشخص است. این افراد زمان را به تعویق می اندازند و کارها را در دقیقه نود انجام می دهند و این امر باعث احساس گناه و پایین آمدن اعتماد بنفس و احساس عدم کنترل شخص بر امور می شود.