تبليغاتX
پيك بهار - افسردگی

پيك بهار

روانشناسی

افسردگی

 

ما در دورهای مختلف زندگی با بحران ها و ناکامی های زیادی روبرو می شویم که این ناکامی ها باعث ناراحتی ما می شوند.این احساس غمگینی خوب است!! چون باعث می شود ما به تحلیل رفتار خودمان بپردازیم. و به اشتباه های خود آگاهی پیدا کنیم و موانعی که سر راه ما هستند را تشخیص دهیم و سعی کنیم آنها را از میان برداریم. این دوره های غمگینی جنبه های جدای ناپذیر تجربه زندگی انسانی هستند.( این مساله بخصوص در رابطه ما با دیگران بسیار اتفاق می افتد. ما ممکن است با دیگران در موارد  مختلف دچار مشکل بشویم). این دوره ها را نباید به عنوان دوره افسردگی عمده تشخیص داد مگر این که ملاک های تشخیصی مربوط از نظر شدت ( پنج مورد از نه مورد)، مدت( یعنی در قسمت عمده روز تقریبا هر روز به مدت حداقل دو هفته)، و پریشانی یا اخلال قابل ملاحظه بالینی وجود داشته باشد.

از سوی دیگر، افسردگی اگرچه بسیار شایع است اما به همان اندازه راههای مختلف و متنوعی برای مهار آن نیز وجود دارد. گاهی دقت در زمینه های به وجود آوردنده آن کمک بسیار خواهد کرد که ما ریشه یابی درستی از حوادث داشته باشیم.

علل افسردگی

افسردگی درجات و انواع مختلفی دارد و از عوامل متعددی ممکن است ناشی گردد. این عوامل شامل سرشت طبیعی، اختلال در فعالتیت شیمیایی و هورمونی بدن، اختلال در ترکیب شیمیایی انتقال دهنده های مغز، تجارب خانوادگی، از دست دادن یکی از والدین، حوادث ناراحت کننده و منفی در سالهای اخیر زندگی ، گرفتاری با زوج یا زوجه خشن و پرخاشگر، نداشتن روابط اجتماعی نزدیک با افراد قابل اعتماد، برخوردار نبودن از حمایت اجتماعی کافی، و بالاخره نداشتن یا از دست دادن حس احترام و اعتماد به خود.

نشانه های افسردگی عمده

ویژگی اصلی دوره افسردگی عمده یک دوره زمانی حداقل دو هفته ای است که در طی این دوران خلق افسرده یا بی علاقگی و یا فقدان احساس لذت تقریبا در همه فعالیتها وجود دارد. همچنین فرد باید چهار نشانه دیگر را نیز داشته باشد: تغییر در اشتها یا وزن، خواب و فعالیت های روانی- حرکتی، کاهش انرژی، احساس بی ارزشی، احساس گناه، اشکال در تفکر، اشکال در تمرکز، اشکال در تصمیم گیری، افکار عود کننده درباره مرگ و خودکشی

نشانه ها باید در قسمت عمده روز تقریبا همه روزه به مدت حداقل دو هفته متوالی دوام داشته باشند. این دوره باید با پریشانی  یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در زمینه های اجتماعی، شغلی، یا سایر کارکردهای مهم همراه باشد. بی علاقگی یا فقدان لذت تقریبا و دست کم تا اندازه ای وجود دارد.اشتها ممکن است کاهش یابد. اما شایعترین اختلال در دوره افسردگی عمده بی خوابی است. کاهش انرژی ، خستگی و فرسودگی شایع است

احساس بی ارزشی یا احساس گناه همراه با دوره افسردگی عمده ممکن است شامل ارزیابی های منفی غیر واقعی از ارزش خود یا اشتغال ذهنی با احساس گناه یا نشخوار ذهنی شکست های جزیی گذشته باشد.این قبیل افراد غالبا رویدادهای معمولی یا کم اهمیت روزمره را به عنوان شواهدی دال بر کاستی های شخصی سو تفسیر می کنند و در برابر رویدادهای ناگوار احساس مسئولیت مبالغه آمیز دارند.

پس به طور خلاصه می توان به موارد زیر اشاره کرد

1- وجود خلق افسرده در بخش عمده روز و تقریبا همه روزه (احساس پوچی)یا گریان بودن.

2- کاهش قابل ملاحظه علاقه نسبت به همه فعالیت ها در بخش عمده روز تقریبا همه روزه.

3- کاهش قابل ملاحظه  وزن یا افزایش قابل ملاحظه وزن

4- بی خوابی یا خواب زدگی تقریبا همه روزه

5- بی قراری یا کندی روانی حرکتی تقریبا همه روزه

6- خستگی یا از دست دادن انرژی تقریبا همه روزه

7- احساس بی ارزشی یا احساس گناه افراطی یا بی مورد تقریبا همه روزه

8- کاهش توانایی تفکر یا تمرکز  یا تصمیم گیری تقریبا همه روزه

9- افکار عود کننده درباره مرگ(اندیشه پرداز ی خودکشی مکرر بدون نقشه خاص).

ویژگی ها و اختلال های همراه

مبتلایان به دوره افسردگی عمده، اغلب اشکباری ، تحریک پذیری، اشتغال فکری، نشخوار وسواسی،اضطراب، هراس ها، نگرانی افراطی درباره سلامتی جسمانی و تفکر خودکشی دارند.

زنان در مقایسه با مردان در مقاطعی از زندگی خود در معرض خطر زیادتری برای ابتلا به دوره افسردگی عمده هستند، و بیشترین تفاوتها از این نظر در بررسی های انجام شده در آمریکا و اروپا به دست آمده است. بررسی ها حکایت از آن دارد که دوره های افسرده کننده در زنان دو برابر مردان رخ می دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 12:3  توسط حمید رحیمی  |