اعتماد بنفس در محیط کار
َاعتماد بنفس در محیط کار
یکی از بهترین راه های مقابله با افسردگی دشوار ترین آن هم به حساب می آید. ایجاد احساس مثبت در خودمان. این کار ما را در برابر افسردگی ایمن خواهد کرد.البته ایجاد و حفظ این احساس دشوار می باشد. تحقیقات نشان داده به تناسب نقش بیشتری که فرد ایفا می کند میزان اعتماد بنقس او افزایش می یابد.
کار ارزشمند و با معنا یکی از زمینه ها و از جمله راه های ایجاد احساس خوب درخود و تقویت اعتماد بنفس بوده است. اگرچه شغل همیشه یکی از منابع اعتماد بنفس بوده است اما امروزه "کار و محیط کاری" از جمله عوامل آسیب زننده به اعتماد بنفس شده اند. محیط و شرایط کار امروزی آسیب های روانشناختی جدی به انسان وارد می سازد. َاعتماد بنفس ما به شیوه های مختلف ضربه می خورد. از جمله سرعت و شتابی که محیط کار از ما طلب می کند. این سرعت و شتاب آنچنان زیاد است که هیچکس فرصت درنگ ندارد تا تا درباره عملکرد مناسب فکر کند و سعی کندآن را به دست آورد. درخواست برای تولید انبوه چنان زیاد شده است که هیچکس احساس نمی کند به بهترین شیوه عمل می کند و افراد در این گونه شرایط به کارهای انجام نشده فکر می کنند و به همین دلیل احساس عدم کفایت می کنند. افراد ساعت های زیادی کار می کنند و این بیش از حد کار کردن باعث از دست دادن حس کنترل بر زمان می شود. وقت ما صرف کار می شود و از "خودمان، خانواده و دوستان" غافل می شویم. در واقع ما از منابع انرژی دهنده و تقویت کننده خود جدا می مانیم. منابعی که می توانند باعث ایجاد احساس خوب در ما بشوند به حاشیه رانده می شوند. در حالی که ما نیاز به تقویت خودمان از طریق معاشرت با دوستان و خانواده هستیم.
این فشارهای محیط کاری باعث افزایش پرخاشگری و رفتارهای بی ادبانه و آزاردهنده در محیط کار می شوند. خود این رفتارها در همکاران و فرد باعث ایجاد حس بی ارزشی در محیط کار می شود که از عوارض این احساس می توان به احساس فقدان و تنهایی هم در کارکنان و هم در کارفرمایان اشاره کرد. همین امر سریعا باعث آشفتگی محیط کار خواهد شد.از دیگر مواردی که باعث فروکاستن اعتمادبنفس ما می شود فقدان امنیت شغلی است. این فقدان امنیت به راحتی باعث پایین آوردن اعتمادبنفس می شود. و به جای این که کار و محیط کاری اطمینان دهنده به فرد و ارتقا وی در نزد افراد جامعه شود به یکی از عمده ترین منابع استرس و افسردگی تبدیل می شود.
با همه شرایط آسیب زننده که به برخی از آنان اشاره شد ایجاد و حفظ اعتماد بنفس یک فرایند روانشناختی بلندمدت است. شما باید این تصور را داشته باشید که اعتماد بنفس حکم عضلات برای ذهن شما هستند و باید از طریق برنامه های روانشناختی منظم تقویت و رشد یافته و متحول بشوند. در غیر این صورت شما داوطلب ابتلا به استرس و افسردگی خواهید بود. شما باید هر مرحله از زندگی خودتان و هر حوزه از تجارب را مورد تحلیل قرار دهید و درباره آن فکر و بحث کنید. این کار به تقویت اعتماد بنفس کمک می کند. وقتی ما عضلات ذهنمان( اعتماد بنفس) را تقویت کردیم یاد میگیریم که به خودمان احترام بگذاریم و خودمان را دوست داشته باشیم و خودمان را صرف نظر از این که در اطرافما ن چه می گذرد بپذیریم.
در این قسمت ما راهبردهای افزایش و ارتقا اعتماد بنفس در محیط کار را بیان می کنیم:
1- کسب مهارت های اجتماعی
افراد جوانی که به تازگی مشغول به کار شده اند به دلیل این که هنوز مهارتهای اجتماعی و ارتباطی را فرا نگرفته اند ممکن است بالغانه عمل نکنند و پخته به نظر نرسند به همین دلیل مدیران و کارفرمایان ممکن است تصور کنند فرد مورد نظر برای انجام خدمات و افزایش بهره وری مناسب نباشد و وجود فرد در سیستم مناسب نیست.یکی از راههای پیشگیری از چنین مشکلی آموختن شیوه های ارتباطی موثر و کارآمد در محیط کار است. شناسایی سبک رفتاری خودمان و همکاران، شناخت وظایف و رسالت های کاری، احترام بی قید و شرط قایل شدن برای همکاران، آشنایی با فرهنگ محیط کار و این که برخلاف میل باطنی ما افراد شخصیت ها و نگرش ها و رفتارهای متفاوتی با آنچه که ما فکر می کنیم دارند به آرامش ذهن ما کمک خواهد کرد.
2- پذیرش وضعیت موجود
اولین نکته این است که بپذیریم محیط کار، خارج از ذهن ما فرهنگ خاص خود را دارد و ممکن است بسیار خشن و حتی نا عادلانه باشد. فرهنگ های غلطی ممکن است حاکم باشند که با معیارهای ارزشی ما و ایده آل ها در تضاد باشند. اما راه حل فرار نیست!! ضرب المثل " هر کجا بروی آسمان همین رنگ است " اشاره به وجود تضاد و تفاوت بین آدمها در هر شرایط است که باید پذیرای آن شد. اما این پذیرش به معنای تایید فرهنگ حاکم برسازمان و محیط کار نیست بلکه سازگاری با افراد و تفاوت های فرهنگی و فکری همکاران است.
3-احساس خود را لمس کنید
حتی برای پنج دقیقه هم که شده تلاش کنید احساس واقعی درونی خودتان را کشف کنید. ببینید چه چیزی در رفتار همکار شما ست که باعث ناراحتی شما شده است. آیا این احساس شما متناسب با آن رفتار است؟ آیا احساس شما واقعی است؟ یا ذهنیت شما تقویت کننده این حس شده است؟
4- صحبت کنید
چنانچه با مدیر و یا همکار خود دچار مشکل شده اید صحبت کنید . در درون خود ریختن و صحبت نکردن مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه باعث ایجاد کینه و دشمنی خواهد شد. بسیاری از رفتارها با یک تصور ذهنی اشتباه از طرفین شکل می گیرد. سعی کنید این تصور را اصلاح کنید
5- از فعالیت های مثبتی که در محیط کار انجام می دهید یادداشت برداری کنید.
کارهایی که مربوط به کار هستندو باعث تقویت جایگاه شما در محیط کار می شوند را بنویسید (مطالعه،مشورت و..) .وقتی برای به ثمر رسیدن کاری تلاش های زیادی انجام می دهید در روز سه مورد مهم ترین آنها را یادداشت کنید و برای یک هفته لیست یادداشت خود را در پیش خود نگه دارید. در پایان هفته شما حداقل 15 دلیل خوب برای این که خودتان را دوست داشته باشید خواهید داشت.اگر نمی توانید به کار مثبتی که انجام داده اید فکر کنید از یک همکار قابل اعتماد بخواهید که به شما در این زمینه کمک کند.
6- تفکر منفی را متوقف کنید
به جای تمرکز بر مسایل منفی به دنبال پیدا کردن راه حل برای مشکلات باشید. جمله "تفکر منفی ممنوع" را به شکل علامت راهنمایی رانندگی ترسیم کنید و در محل کار خود نصب کنید. این امر به شما یادآوری می کندکه شما می توانید افکار خود را کنترل کنید. هر زمان که افکار منفی به شما هجوم آوردند به علامت نگاه کنید و بگویید." تفکر منفی ممنوع" در پایان لازم می دانم به نکته ای اشاره کنم که تقویت کننده خوب انسان است.
دانایی به انسان اعتمادبنفس می بخشد. فردی که از توانمندی خاصی برخوردار است لاجرم فردی ارزشمند است و احترام و تکریم دیگران را به همراه خواهد داشت. سعی کنید هر آنچه که مربوط به شغل خود است را بیاموزید که حکیم فردوسی می فرمایند:
" توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود"ُُ
